فیلمنامه سریال «داریوش»
راوی داستانی هیجان انگیز، عاطفی و جنایی با شخصیتهایی است که همه سیاه کامل یا سفید کامل نیستند.
همه آنها همانند همین مردمان مثل همه ما هستند، گاهی خوب، گاهی بد شرایط زندگی ما را تغییر می دهد و ما گاهی از سر اجبار به تصمیمات ناخوشایند هستیم.
خاکستری بودن نقش های این سریال است که ارتباط برقرار کردن با داستان را راحتتر میکند و عامه پسند تر می باشد.فیلمنامه این سریال براساس یک شخصیت ضدقهرمان، هادی حجازی فر کلید خورده است.
شخصیتی که زمانه آن را به سمت سیاهی برده است، اشتباه میکند، زیاد هم اشتباه می کند، گاهی بی معرفت است، اما محبوب است.
حجازیفر در نوشتن دیالوگها اصراری بر مثبت بودن شخصیت داریوش ندارد،
خلافکار و یک آدم کاملا معمولی و به زودی مسیر سناریو آن را فردی بی معرفت و نامرد شاید نشان خواهد داد.
اغراق در متفاوت نشان دادن نقش های منفی در سینما، باورپذیری آنها را با مشکل عدم رضایت بیننده روبهرو می نماید، ل
یکن داریوش در نهایت حس رضایت و تایید مخاطب را توانسته است جذب نماید.
این نکات همانند سریال قبلی این هنرمند، پوست شیر، نقاط قوت فیلمنامه «داریوش» است.
ضعف بزرگ در کنار نقاط قوت قصه این سریال، سیکلهای تکراری بازیگران فرعی است.

بطور مثال چندینبار ترسو بودن کاظم را به اشکال مختلف بیان می نماید.این اتفاق «سریال داریوش» را به سریالی با ریتم کند تبدیل کرده که در هر قسمت جز یک اتفاق مهم که درام را پیش میبرد، در بقیه سکانسها مخاطب باید مدام منتظر معرفی هرچه بیشتر کاراکترها باشد.
هنوز قسمتهای زیادی از این سریال باقیمانده و اطمینان داریم که ریتم کند سریال در ادامه بهتر می شود. حجازیفر و محمودی، در کنار دستان چیره دست مرتضی غفوری، کاراکتر داریوش را به خوبی جلوی دوربین برده اند.
طراحی صحنه، طراحی نور و فیلمبرداری «داریوش» استاندارد و در چارچوب ساخت این درام است و شاید عمدا هیچ المان اغراق شدهای در تصویر وجود ندارد تا به این شکل بیشتر این سریال قصهگو باشد.
این موضوع در برخی سکانسها قابل قبول است، اما در برخی صحنههای تعقیب و گریز هیجان شخصیتها را به مخاطب منتقل نمیکند.
بیشتر بخوانید : گروه گسترش – تحقیقات بازار
بازیگران سریال «داریوش»
پیشتر گفتیم «داریوش»، سریال هادی حجازیفر است و شاید شبیه شخصیت واقعی هادی حجازی فر. هادی در بازیگری سبک رئال دارد و داریوش قصه خودش است.
داریوش در اوج عصبانیت، میخنداند، در اوج بدبختی و نامیدی، مخاطب را به فکر فرو میبرد.
هر نگاه و میمیکی از صورتش رضایت را به مخاطب انتقال می دهد.
بازیگر نقش کاظم، عباس جمشیدیفر است که میتوان شخصیتپردازی و بازی او را در کنار خود حجازیفر قرارداد.
بازیگری که در سالهای اخیر در هر نقشی قرارگرفته از خود یک تیپ دوست داشتنی با توجه به لهجه و تم شخصیت خود ساخته است.
امیر نوروزی، صاحب کارواش، زورگیر و شرخر داستان به زودی نقش چشمگیر تری را در این سریال ایفا می نماید.
نقشی متفاوت که تا به حال نوروزی را در قامت یک لات، پولدار نشان میدهد و او تا به حال نشان داده که احتمالا این کاارکتر از بازیهای قابل توجه کارنامهاش خواهد بود.
اما در کنار این بازیهای خوب، مهرداد صدیقیان قرار دارد که در نقش وحید بلاتکلیف است.
طبق قاعده سریال باید مانند خود داریوش هم خلافکار باشد، هم ترسو، هم عاشق و هم شیرین.
اما صدیقیان همان همیشگی است. حتی در سکانسی که باید از پدر عشقش، حساب ببرد و بعد تغییر موضع بدهد و او را از خانه بیرون کند، آنقدر این تغییر موضع را مصنوعی انجام میدهد که مخاطب گیج میشود تا اینکه با او همراه شود.
مهرداد صدیقیان در این سریال همچون رقص روی شیشه بیشتر کار خود را حرفه ای با شخصیت خاص خودش پی می برد تا نظر مخاطب. این بازیگر حرفه ای نقش خود را همانگونه که انتظار می رفت در حال پیشروی است.
همکاری گروه حرفه ای نویسنده ، کارگردان، تهیه کننده و مدیریت فیلمبرداری مرتضی غفوری، داریوش را به یکی از موفق ترین سریال های روز در حال اکران در کنار فصل سوم زخم کاری قرار داده است،
داریوش یک فصل جدید در عالم سناریو نویسی و فیلمسازی است !
با این تفاوت که هزینه ساخت و تولید و نیز تیم بازیگری زخم کاری بسیار ارزشمند تر و گران قیمت تر هستند، لیکن خروجی کار داریوش اگر بهتر از زخم کاری نباشد، قطعا پایین تر نیست.
برای بررسی بیشتر سریال داریوش با گروه گسترش همراه باشید
گروه گسترش یک آژانس تمام خدمت تحقیقات بازار و تبلیغات است.

