برندها برای جلب توجه مخاطبان از استراتژیهای متنوعی استفاده میکنند. یکی از محبوبترین این استراتژیها، انتخاب سفیران برند مشهور (Celebrity Brand Ambassadors) است. آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا برندهایی مانند نایکی با مایکل جردن همکاری میکنند؟ این مقاله به بررسی تأثیر حضور سفیران برند مشهور بر برندها میپردازد، مزایای آن را برجسته میکند و ریسکهای احتمالی را تحلیل مینماید. اگر مدیر برند یا علاقهمند به بازاریابی هستید، این مطلب برای شما نوشته شده است.
مزایای استفاده از سفیران برند مشهور
انتخاب یک فرد مشهور به عنوان سفیر برند میتواند تحولآفرین باشد. بر اساس مطالعهای از Harvard Business School، برندهایی که از سفیران مشهور استفاده میکنند، به طور متوسط ۴ درصد افزایش فروش تجربه میکنند. اما این مزایا فراتر از آمار هستند. در ادامه به جزئیات میپردازیم.
افزایش آگاهی و شناخت برند
سفیران برند مشهور مانند یک چراغ راهنما عمل میکنند. وقتی فردی مانند امین حیایی برای برند بیژن تبلیغ میکند، میلیونها نفر به طور ناخودآگاه با برند آشنا میشوند. این حضور نه تنها آگاهی برند را افزایش میدهد، بلکه آن را در ذهن مخاطبان ماندگار میسازد. برای مثال، همکاری نایکی با مایکل جردن نه تنها فروش کفشهای ورزشی را چند برابر کرد، بلکه نایکی را به نماد موفقیت تبدیل کرد.
بهبود تصویر و اعتبار برند
اعتماد مخاطبان به افراد مشهور، به برند منتقل میشود. سفیر برند با شخصیت مثبت خود، تصویر برند را ارتقا میدهد. در ایران، همکاری مهران مدیری با فروشگاه رفاه، تصویری دوستانه و قابل اعتماد از این برند ایجاد کرد. تحقیقات نشان میدهد که کمپینهای با حضور سلبریتیها، ۳۰ درصد engagement بیشتری در پلتفرمهایی مانند TikTok ایجاد میکنند، که این امر به تقویت اعتبار برند کمک شایانی میکند.
افزایش فروش و جذب مشتریان وفادار
سفیران برند مشهور مستقیماً بر رفتار خرید تأثیر میگذارند. مثلاً، پژمان جمشیدی به عنوان سفیر شهر فرش، فروش این برند را به طور چشمگیری افزایش داد. آمار جهانی حاکی از آن است که برندها با استفاده از این استراتژی، میتوانند مشتریان وفادار بیشتری جذب کنند، زیرا مخاطبان احساس نزدیکی بیشتری با برند میکنند.
ریسکهای مرتبط با سفیران برند مشهور
هرچند مزایا جذاب هستند، اما ریسکهای حضور سفیران برند مشهور را نمیتوان نادیده گرفت. طبق نظرسنجی اخیر، ۶۰ درصد آمریکاییها اعتماد کمتری به برندهایی دارند که بیش از حد به سلبریتیها وابسته هستند. این ریسکها میتوانند برند را به چالش بکشند.
رسواییهای شخصی و آسیب به شهرت
یکی از بزرگترین ریسکها، رفتارهای نامناسب سفیر است. مثال بارز آن، قطع همکاری آدیداس با کانیه وست به دلیل اظهارات جنجالی او بود که میلیاردها دلار ضرر به برند وارد کرد. در ایران نیز، اگر سفیر برند درگیر حاشیه شود، تصویر برند آسیب میبیند و بازسازی آن زمانبر خواهد بود.
عدم تطابق با ارزشهای برند
انتخاب اشتباه میتواند فاجعهبار باشد. اگر ارزشهای سفیر با برند همخوانی نداشته باشد، مخاطبان گیج میشوند. برای نمونه، اگر یک برند لوکس مانند نوین چرم (با سفیرانی چون بهرام رادان) با فردی که تصویر متفاوتی دارد همکاری کند، ممکن است مشتریان هدف را از دست بدهد. این نا هم ترازی میتواند به کاهش فروش منجر شود.
